تبليغاتX
ته دل یک دختر پیچیده - هوا بس ناجوانمردانه سرد است...

ته دل یک دختر پیچیده

مامان خانم من کلی همیشه نگران نسل های آینده هس! اینه که هیچ سیستم گرمایشی قرار نیس حالا حالا ها روشن شه! بعدش پری روز اونجا بودیم همه سردمون شده بود!!

من -- مامان شومینه را روشن کنم سرده؟  مامان خانم: نه! تازه اول آبان هس!

من : چه کار به تقویم داریم! سرده روشنش میکنیم!! مامان خانم : هی میگم غذا بخور واسه اینه که جون بگیری!  

بابایی -- حالا کی میشه روشنش کرد که نسلهای آینده آسیب نبینن؟

مامان مصمم:  اواسط آذر! حالا زوده واسه این حرفا

داداشی--خودمون تا اون موقع منقرض نشیم؟

مامان : خوب آسین کوتاه نگردین!!

بابایی : این آستین کوتاهی ما اعتراض مدنی هس!!

من : مامان خانم شما اصن به دموکراسی و رای گیری اعتقاد دارین؟ 

مامان خانم میخنده! باز خوبه ولی فقیه خندون باشه!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 22:18  توسط   |