تبليغاتX
ته دل یک دختر پیچیده - دیدم به خواب دوش به دستم پیاله بود...

ته دل یک دختر پیچیده

» حس نوشتن نبود...یه جورایی دستم به نوشتن نمیرفت...وقایع هم اونقدر چن پهلو و پیچیده بود که نمیشد نوشت...

» یه کم وقت پیش خواب دیدم یه دستی هی جفت جفت حیوون میندازه تو یه اتاق خالی که دوتا اتاق که به هم ربط دارن درشون اون تو باز میشه و این حیوونا که همه بچه سال هم بودن میدویدن تو در اتاق اولی...بعدش حیوونا هی متضاد بودن اول موش بعدش گربه بعدش سگ ...بعدش من خیره به دسته بودم که توله سگا را انداخت اونوقت چون از سگ میترسم به خودم گفتم برم در دوتا اتاقو ببندم که نتونن بیان پیشم تا اومدم در اتاق دومی را ببندم یهویی یه سگ بزرگ آستین دستمو گاز گرفت آ من هر کاری میکردم ول نمیکرد...آویزون دست من بود ...سنگین...منم میترسیدم ...هرچی هم با زحمت دستمو تکون میدادم ول کن نبود...

» دو شب پیش خواب دیدم از دور یهویی  یه لاک پشت دیدم  بعدش فرتی نمیدونم چجوری فهمیدیم (این فعل برمیگرده به من و لاک پشته!!) که همونیه که ۳ سال پیش اندازه یه کف دستش کردیم بردیمش تو ساحل کیش آزادش کردیم! و همونیم که مامان غیر بیولوژیکیش بوده !!  بعدش رو دوتا پاش بلند شد سعی کرد باید پیش من عین تاتی تاتی کردن بچه ها بود بعدش منم گفتم عزیزم دستامو باز کردم عین فیلم هندی ها : لاک پشتم!! آ دویدم! بعدش بغلیدمش! نمیشد فشارش بدم به سینه ام اما کیف خودشو داشت...آی خوب بود!!

»دیشب خواب دیدم  یه طوطی اومد نشست لای دوتا انگشت دستم! بعدش یهویی افتاد به جون انگشتام یعنی گوشت انگشتام را گاز میگرفت میکند...وای اونقدر وحشتناک بود...هرچی سعی میکردم از دستم با اون یکی دسام جداش کنم نمیشد پنجه هاش حلقه شده بود به بیخ انگشتم...بال هم میزد هی اونقدر تند که نمیشد دست برد به طرفش ...بعدش من به خودم قول یه نیکوکاری داده بودم که اگه فلان مسافر ویزا گرفت ادا کنم بعدش تو خواب هی فکر میکردم چون نذر مو ادا نکردم این بلا داره سرم میاد...از خواب پریدم!!

 

» آخه یعنی چی؟؟؟ اونم تنهایی!! نه بشه تو بغل همسر جان آروم گرفت از وحشت نه بشه گفت و خندید!!

» خدا جون! تنها گیر اوردی؟؟؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 18:24  توسط   |