دیروز با آقای تصادف که تازه از راه رسیده بود و راه به راه اومده بود دفتر دعوام شد . بهونش یه چیز الکی بود اما دلخور بودم و بود و یهو حالا قهریم.
امروز با آقای همسر سر سنگین شدم ...یعنی اول دیروز عصر از یه دلخوری ساده شروع شد و بعد امروز کشید به یه دلخوری بدجور...
هیچکی منو دوس نداره.
من به شدت دلم میخواد هرچی از دهنم در میاد به آقای تصادف بگم تا دیگه هیچی ته دلم نمونه...من دلم میخواد به این بشر حالی کنم یه چیزایی را! (نمیگم چیا رو چون آبرو داره و اینجا به قدر کافی همه باش بد هسن!! و تازش هم ممکنه بد فکر کنین و خر بیار باقالی بار کن!)جدا دلم میخواد بزنم تو گوشش.
من به شدت دلم میخواد همسر جان را یه کم تنها بذارم تا تو تنهایی فکر من بیافته به جونش و از رفتارهای خودش نسبت به من نادم شه (با من مثه بچه اش رفتار میکنه نه مثه زنش.آخه یعنی چی؟؟؟ و تازه این یکی از مشکلاتمه.) و یکم حساب دستش بیاد که من اگه دعوا نمیکنم مال این نیس که ازش گله ندارم مال اینه که کم هس و نمیخوام تو تنهایی از دعوا راه انداختنم و بچه بازیام نادم شم مثه سگ!
من به شدت دلم میخواد یه مامان مجازی داشتم که همه چیو بهش بگم و یه عمری ، حتی وقتی خودم یادم رفته و طرف را بخشیدم ، با ملت بد نشه.من به شدت دلم یه بابا میخواد که ته دل یه مرد را بهم بگه و هی کار نداشته باشه.
من به شدت دلم میخواد وبلاگ به جای نوشتن ضیط میکرد حرفارو! آخه من چه جوری همه غصه هامو بنویسم. من الان به شدت غصه دارم و مثه همیشه کم آوردن ها ، هرچی چیزای بد تو زندگیم بوده میاد تو ذهنم و هی جریم میکنه! بعدش عین همیشه که با دعوا کردن مشکل دارم و فوق فوقش گریه میکنم ! ملت یا نمیفهمن چمه! یا دوزاریشون نمی افته که از چی! یا درک نمیکنن که چقدر! یا ندونسته هی تکرار میکنن چاقو چاقو کردن من و انتظارات منو و اینجوری میشه که دندونای تیز خشم و گله خودمو تیکه تیکه میکنه .(من میگم دعوا چه فایده ای داره؟؟ اگه خودشون نمیفهمن که نمیشه حالیشون کرد! و تازه حالیشون شه هم حال نمیده وقتی هی فکر کنی خودت گفتی و خواستی یه چیزی رو! همونقدر مسخره که معلم به شاگردش کلی تقلب بده بعدش بگه کلاس من آخر کلاس هس! اسن ردی نداره هیچ همه ۲۰ هسن!! )
من به شدت دلم میخواد این دفتر نسبتا چهار طبقه بزرگ یه کوچولو جا واسه از یواشکی به شدت گریه کردن و بعدش امون دادن به چشا که سرخی شون بره داش.
من به شدت دلم میخواد طرز فکرم یه جور دیگه بود...عین اینا که دعوا میکنن میرن خونه باباشون.



